ما برای هم آمده بودیم و ندانستیم ...
نوشته شده توسط : میثم


ما دو مسافر بودیم، یکی از شرق و دیگری از غرب.

 

ما دو مسافر بودیم، من از مشرق مقدس می آمدم و او از مغرب سرد.

 

او بار شراب داشت، و من ، به جست و جوی شراب آمده بودم.

 

او شراب فروش بود، و من، مشتری ِ مسلّم ِ مطاع ِ او بودم.

 

و هردو به یک شهر می رفتیم

 

و هردو به یک میهمان سرای.

 

به راستی که ما برای هم بودیم

 

و برای هم آمده بودیم.

 

شبانگاه چون خستگی راه دراز، با خفتن نیمروز تمام شد

 

هر دو به چایخانه رفتیم

 

و در مقابل هم نشستیم.

 

به هم نگریستیم

 

و دانستیم که هر دو بیگانه ای در آن شهریم

 

و نا آشنای با همه کس.

 

او را خواندم که با من چای بنوشد

 

و از شهر و دیار خویش با من سخن بگوید.

 

نشستیم و چای نوشیدیم

 

و او قصه ها گفت و از من قصه ها شنید.

 

و چون بازار سخن گرم شد، پرسیدم: به چه کار آمده ای و

 

 چرا به دیاری غریب سفر کرده ای؟

 

و او، شاید شرمگین از شراب فروش بودن خویش گفت که هفت بار

 

پوست روباه با خود آورده است.

 

و من، شاید شرمگین از مشتری شراب بودن در برابر او، که متاعی گرانبها با خود

 

 آورده بود، گفتم: فیروزه ی مشرقی به بازار آورده ام.

 

و باز گفتیم و باز شنیدیم.

 

تا پاسی از آن تیره شب گذشت.

 

ومن، دلتنگ از نیرنگ، به بستر خویش رفتم و خواب به دیدگانم نیامد تا به گاهِ سحر.

 

روز دیگر من سراسر شهر را گشتم

 

و از هزار کس شراب خواستم

 

و دانستم که در آن دیار هیچ کس شراب نمی فروشد و هیچ کس مشتری شراب نیست.

 

به هنگام شب، خسته بازگشتم و در چایخانه نشستم.

 

سر در میان دو دست گرفتم

 

و گریستم.

 

بیگانه ی مغربی باز آمد، دلگیر و سر به زیر

 

و در دیدگان هم حدیث رفته را باز خواندیم.

 

چای خوردیم و هیچ نگفتیم

 

و خویشتن خویش را

 

در حجاب تیره ی تزویر پنهان کردیم.

 
 
ما دو مسافر بودیم، یکی از شرق و دیگری از غرب
 
 

ما دو مسافر بودیم که گفتنی های خویش نگفتیم.

 

و اندوهی گران به بار آوردیم.

 

من به مشرق مقدس بازگشتم

 

و او، شاید با بار شراب خود سرگردان شهرهای غریب شد.

 

به راستی که ما برای هم آمده بودیم،

 

و ندانستیم.

 

 

از کتاب آرش در قلمرو تردید، اثر نادر ابراهیمی

 




:: موضوعات مرتبط: شعر , داستان و رمان , دل نوشته , ,
:: بازدید از این مطلب : 309
|
امتیاز مطلب : 36
|
تعداد امتیازدهندگان : 13
|
مجموع امتیاز : 13
تاریخ انتشار : یک شنبه 17 بهمن 1389 | نظرات ()
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/weblog/file/img/m.jpg
samira در تاریخ : 1390/11/23/0 - - گفته است :
baba in che rangie akhe! ghabele khundan nist

/commenting/avatars/avatar10.jpg
سهیلا در تاریخ : 1389/11/19/2 - - گفته است :
عالی بووووووووووووود. فدات


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: